http://arashalizadeh.persia ngig.ir/image/Sahere2.jpg |
تقدير رفت توي دوتا فال قهوه اي
فنجان شده ست راوي تمثال قهوه اي
يك زن هزار نقطه دوتا دست خط خطي
دارد بزرگ مي شود اين مرد لعنتي
دارد بزرگ مي شود اما به قيمتِ ...
قلبي بزرگ با نوساني خجالتي
جشن عروسي تو و دامادهاي نور
يك فرصت دوباره كه اسفندهاي كور
مي خندي و تمام جهان زير پاي توست
شايد جهان ادامه اي از انتهاي توست
اما درست پشت همين قاه قاه تو
يك زن شكست مي خورد از اشتباه تو
دارد عقب عقب به عقب مي رود ولي
جاي دلش شكسته چرا دست و پاي تو؟
با گريه هاش مجلس تان را به هم زده
شادي به روزهاي تو اصلا نيامده
مردي كه دست هاي تو را خوب ديده بود
فنجان درست فاصله ها را نچيده بود
پچ پچ به گوش اهل محل مي رسد خبر
پيچيده است قصه ي « ديروز يك نفر ... »
گيجي ولي قضيه ي ما چيز ديگري ست
حلواي خوب توي عزا چيز ديگري ست
تقدير جورِ خبطِ كسي را نمي كشد
فنجان داغ قهوه كسي را نمي كشد
ساهره سكوتي . رشت